حالت شب

پاندول احساسات چیست ؟

توسط روانشناسی بورس و بازار فارکس که در 2024-05-07
حالت شب

پاندول احساسات چیست؟

 مقدمه

ما همان اندازه که در بعضی زمینه‌ها قوی هستیم، در بعضی دیگر از مسائل ضعیف هستیم. به همین دلیل، علاوه بر اینکه بایستی روی نقاط قوتمان تمرکز کنیم، باید یاد بگیریم که چگونه ضعف‌های خودمان را هم مدیریت کنیم.

یکی از معامله‌گرانی که تحت نظر من آموزش دیده بود، بارها تجربه کرده بود که بعد از چند معامله موفق و سودآور، روزی می‌رسید که به یک معامله اشتباه و یا ضررده انقدر اجازه پیشروی می‌داد که بالاخره تمام سودهایی که قبلا بدست آورده بود را از بین می‌برد. می‌گفت «بزرگترین نقطه ضعفی که دارم روی آن کار می‌کنم این است که چطور بعد از یک دوره معاملات موفق، دوباره همان فرایند کاری را انجام دهم و از مسیر منحرف نشوم».

پاسخ این معامله‌گر در مفهوم پاندول احساسات نهفته است. (مبحث پاندول احساسات از تحقیقات روان درمانگر کانادایی، آقای دیوید پِلین در سال ۱۹۶۰ و همچنین آقای پیتر فلمینگ که کار آقای پلین را در مؤسسه پلین واقع در انگلستان ادامه می‌دهد، گرفته شده است.)

وقتی طیف ثبات احساسات را در نظر بگیریم، متوجه می‌شویم که سه نقطه اصلی در طول این طیف وجود دارد: ۱) نقطه کف منفی ۲) نقطه مرکز خنثی ۳) نقطه سقف مثبت

 

نوسانات پاندول

آقای دیوید پلین مشاهده کرد که «سیر حرکتی احساسات همانند نوسانات یک پاندول است.» یک پاندول انقدر به چپ و راست نوسان می‌کند تا اینکه بالاخره در نقطه مرکزی، آرام و بی‌حرکت، متوقف می‌شود، تا اینکه دوباره یک نیروی خارجی آن را به حرکت در می‌آورد و پاندول مجددا مابین دو نقطه انتهایی طیف حرکتی خودش به نوسان می‌افتد.

بیشتر معامله‌گران این حرکت احساسات از کف منفی تا سقف مثبت را بارها تجربه می‌کنند، ولی هیچ‌وقت در نقطه مرکز خنثی قرار نمی‌گیرند. و تا زمانی که نتوانند این نوسانات را کنترل کنند، نتایج معاملات آن‌ها هم درست مثل نوسانات پاندول، بی‌ثبات و ناپایدار خواهد ماند.

نقطه سقف مثبت به اشتیاق، هیجانات و شادی و سرخوشی مربوط می‌شود، یعنی همان احساساتی که معمولا بعد از یک دوره معاملات موفق تجربه می‌شوند. نقطه کف منفی هم با احساساتی از قبیل عصبانیت، ناراحتی یا حتی افسردگی ارتباط دارد، یعنی احساساتی که معمولا بعد از یک دوره معاملات منفی و زیان‌بار تجربه می‌شوند.

وقتی در وضعیت مرکزی و خنثی قرار داشته باشید، کاملا در لحظه حضور دارید، متمرکز هستید و نسبت به خودتان، محیط، کار و وظایف خودتان کاملا آگاه هستید. این همان نقطه و وضعیتی است که در آن می‌توانید بهترین تصمیمات معاملاتی خودتان را بگیرید و در نتیجه مثل ساعت به‌دقت کار کنید و سودهای بزرگ و مستمری بدست آورید.

 

اینکه موجودی حساب معاملاتی شما تا چه حد از بابت ناراحتی و افسردگی یا غرور و تکبر آسیب ببیند، به این بستگی دارد که نوسانات پاندول احساسات شما چقدر باشد. در واقع هر چه بیشتر به هر کدام از دو نقطه نهایی کف منفی یا سقف مثبت متمایل شوید، بیشتر در معرض ضرر کردن قرار می‌گیرید.

آن معامله‌گری که پیشتر اشاره کردم، یک دوره معاملات کاملا موفق و سودآور داشت و احتمالا مطمئن شده بود که دیگر به تسلط و مهارت لازم دست پیدا کرده و درباره میلیون‌ها دلاری که می‌توانست از این طریق بدست آورد و تعریف و تمجیدهای اطرافیان و خریدن جواهرات زیبا برای همسرش و ماشین‌های لوکس برای خودش و … بارها رؤیاپردازی هم کرده بود. این دقیقا همان لحظه‌ای است که دیگر هیچ چیز را نمی‌بینی و شیفته اعداد و ارقام موجودی حساب بانکی‌ات می‌شوی و ناگهان تحلیل‌های شما غلط از آب در می‌آیند و کم‌کم توجهی به مدیریت سرمایه هم نشان نمی‌دهی، چون حالا دیگر به جای اینکه روی اجرای دقیق معاملات و آنچه بازار و نمودار قیمت به شما نشان می‌دهد تمرکز کنید، فقط سعی دارید هر طور که شده آن اعداد و ارقام زیبای حساب معاملاتی را حفظ کنید.

تأثیر بالا و پایین شدن‌های احساسات

خانم کندیس پِرتس در کتابش تحت عنوان «مولکول‌های احساسات» توضیح می‌دهد که ما در مغز خود گیرنده‌هایی داریم به نام گیرنده‌های اوپیوئید که وقتی مشروبات الکلی یا مواد مخدر مصرف می‌کنیم، سیگنال‌ بالا (های) بودن ایجاد می‌کنند. این گیرنده‌ها دقیقا در زمان داشتن احساسات مختلف هم عمل می‌کنند. بنابراین، گیرنده‌هایی که در مواقع ناراحتی، عصبانیت، سرخوشی، هیجان‌زدگی، یا احساس شکست‌ناپذیری دارید، در واقع همان گیرنده‌هایی هستند که به هنگام مصرف مواد مخدر یا نوشیدنی‌های الکلی استفاده می‌کنید. پس یعنی بررسی‌های علمی به ما می‌گوید وقتی در یک وضعیت احساسی قرار داریم، در واقع مست و سرخوش هستیم.

وقتی در اوج احساسات هستید، تمرکز و آگاهی بیشتری دارید یا کمتر؟ کمتر، درسته؟ الکل یک سیستم فیلترگونه دارد، یعنی وقتی الکل مصرف می‌کنید، اتفاقات و محیط اطراف خودتان را نسبت به کسی که الکل مصرف نکرده، متفاوت می‌بینید. مثل این است که بعد از انجام یک معامله دوباره آن را بررسی کنید و تعجب کنید که چرا آن معامله را انجام داده‌اید، اگرچه در آن لحظه به نظر می‌رسید خیلی موقعیت عالی و فوق‌العاده‌ای باشد.

شاید این صحبت‌ها را قبول نداشته باشید، ولی چند لحظه به این سوالاتی که می‌پرسم فکر کنید:

تا حالا شده در زمانی که تحت تاثیر الکل بوده اید کار ناشایستی از شما سر بزند و بعدا که هوشیاری خودتان را بدست آوردید، از خودتان بپرسید «عه! این چه کاری بود من کردم؟»( البته امیدوارم هیچ وقت به سراغ مصرف الکل نرفته باشید)

یا تا به حال کسی را دیده‌اید که از روی هیجانات زیادی یک دفعه حرفی از دهانش پریده و بعد با خودش گفته باشد «اوووه! این چه حرفی بود من زدم؟»

یا تا حالا شده انقدر ناراحت و عصبانی باشید که حرف ناجوری بزنید یا کار زشتی انجام دهید و بعدا که آرام شدید و آن حالت از بین رفت و دوباره به وضعیت مرکزی و خنثی برگشتید، با خودتان بگویید «آآآآه! این چه کاری بود من کردم؟»

مشابه همین حالت‌ها در زمان انجام معاملات هم رخ می‌دهد. تا به حال شده با عجله وارد یک معامله شوید و سپس فورا با خودتان بگویید «عه! الان چرا مثلا اینجا وارد شدم؟» همه ما این تجربه را داشته‌ایم.

نوسان به سمت احساسات پایین

منطقه منفی نوسانات پاندول احساسات، نتیجه تخلیه عاطفی است که می‌تواند بواسطه تصویر ضعیفی باشد که از خودتان در ذهنتان دارید یا ممکن است به دلیل فرسودگی و خستگی ذهنی یا جسمی باشد که به علت تمرکز و فکر زیاد در طول مدت‌زمان طولانی حاصل شده و در نتیجه نیروی اراده شما هم ضعیف شده باشد. معمولا این احساسات منفی در اثر ضررهای معاملاتی بیشتر و در نتیجه ناامیدی و فرسودگی بیشتر، شدت پیدا می‌کنند.

در این منطقه منفی، احساسات شما به درون توجه می‌کنند. این احساسات در هم می‌پیچند و به هم گره می‌خورند، از طرف دیگر ذهن خرابکار هم آن‌ها را همراهی می‌کند و می‌گوید «فقط تویی که این احساسات رو داری، فقط تو این مشکلات رو داری و هیچ راه حلی هم وجود نداره». بسیاری از افراد در همین منطقه احساسات منفی گیر می‌کنند و فقط روی نقص‌ها و ایرادات خودشان تمرکز می‌کنند و مدام فکر می‌کنند که دیگر امکان ندارد بتوانند به اهداف و رؤیاهای خودشان دست پیدا کنند و معامله‌گر موفقی بشوند.

در این منطقه منفی، خودتان را فقط به صورت یک قربانی و یک انسان شکست‌خورده می‌بینید. در این وضعیت تاریک و منفی، ذهن شما، شما را متقاعد می‌کند که این تنها حقیقت است.

اگر وضعیت شما خیلی وخیم باشد، ممکن است حتی یک ضرر معاملاتی معمولی که مطابق چک‌لیست هم انجام شده، باعث شود فکر کنید که شما واقعا یک مشکلی از درون دارید یا اصلا برای این کار و حرفه ساخته نشده‌اید.

شما بایستی به فرایندی که در حال وقوع است، آگاهی پیدا کنید. وقتی شما در این وضعیت منفی قرار دارید، افکار شما دیگر روشن و شفاف نیستند و قدرت تصمیم‌گیری شما مختل می‌شود. بنابراین باید به دنبال راهی باشید که بتوانید مجددا به وضعیت مرکزی و خنثی برگردید، و بتوانید دوباره با ذهنی باز و روشن و با تمرکز کامل فعالیت کنید.

نوسان به سمت احساسات بالا

بعد از یک دوره معاملات موفق و سودآور، تریدری که از خودش آگاهی ندارد، احساساتش اوج می‌گیرد و فکر می‌کند دیگر شکست‌ناپذیر شده‌ و هیچ چیزی نمی‌تواند مانع پیشرفت و ترقی او شود. این حالت را معمولا دیگران می‌توانند به وضوح ببینند، اما خود شخص معامله‌گر متوجه آن نیست. من به این وضعیت سندروم سوپرمَن می‌گویم.

فوران انرژی در اثر احساسات بالا، باعث می‌شود تفکر منطقی، خونسردی و دقت و پشتکار شما خدشه‌دار شود. تمرکز شما از اجرای صحیح سیستم معاملاتی، به سمت اعداد و ارقام زیبای حساب و عطش بیشتر برای احساسات خوب و شیرین ناشی از بزرگ شدن سودها معطوف می‌شود. در این وضعیت شما در اثر سودهای قبلی، سرمست و سرخوش هستید و در نتیجه عجله می‌کنید و می‌خواهید زودتر و سریع‌تر به موفقیت‌ها و سودهای بعدی دست پیدا کنید.

بطور مشابه، وقتی یک دوره معاملات ناموفق و زیان‌آور را تجربه می‌کنید، قطعا دیگر نمی‌خواهید دوباره آن احساسات تلخ و منفی را تجربه کنید، به همین خاطر برنامه معاملاتی خودتان را نادیده می‌گیرید که همین امر سبب می‌شود باز هم بیشتر ضرر کنید و به زودی می‌بینید که دوباره در یک چرخه منفی و مخرب گیر افتاده‌اید.

همانطور که می‌بینید، در هر دوی این حالت‌ها، تمرکز و توجه شما از اجرای صحیح و دقیق سیستم معاملاتی منحرف می‌شود.

وقتی در وضعیت احساسی مثبت قرار دارید و سرخوش هستید، مغز شما برای اینکه همچنان مثبت، خوشحال و هیجان‌زده بماند، ۵۰ درصد واقعیت شما را مسدود می‌کند. در این حالت، قوه قضاوت شما تیره و تار می‌شود، دیگر بی‌طرف و بدون سوگیری بازار و نمودار قیمت را مشاهده نمی‌کنید، سندروم سوپرمن اجازه نمی‌دهد علائم و هشدارهایی که تغییر جهت حرکت قیمت را نشان می‌دهند ببینید، چرا که در این وضعیت، تمرکز شما از اجرای دقیق سیستم معاملاتی، روی برآورده کردن نیاز و اعتیاد به «احساس خوب» معطوف شده است.

به همین دلیل است که معمولا بسیاری از معامله‌گران بعد از یک دوره معاملات موفق و سودآور، در یک معامله مرتکب اشتباه می‌شوند و هر آنچه بدست آورده‌اند، از دست می‌دهند. در نتیجه، بعد از اینکه به نقطه اوج شادی و سرمستی رسیدند، به سمت مقابل طیف احساسات خود می‌لغزند و گرفتار ناراحتی و افسردگی می‌شوند.

 

 

حالا دوباره همان اتفاقات در این سمت هم رخ می‌دهند. احساسات ناراحتی و اضطراب، تمام جنبه‌های مثبت شیوه معامله کردن شما را فیلتر می‌کنند، در این حالت نتایج مثبت گذشته را به یاد نمی‌آورید، دیگر پیشرفت‌هایی که در طول این سال‌ها داشته‌اید را نمی‌بینید و احساس می‌کنید که دیگر هیچ‌وقت به موفقیت نمی‌رسید. تنها چیزی که در این وضعیت می‌بینید این است که تمام رؤیاها و اهداف شما دور می‌شوند و با هر معامله منفی و ضرردهی که انجام می‌دهید، باز هم بیشتر در این احساسات منفی و تاریک فرو می‌روید.

چند لحظه فکر کنید، اصلا چطور می‌توانید در حالت سرخوشی و هیجان‌زدگی وارد معامله شوید؟ در این وضعیت شما فقط پول و ثروت و رؤیاهای خودتان را می‌بینید و دیگر تمام علائمی که تغییر جهت حرکت قیمت و در نتیجه ضررده شدن معامله شما را نشان می‌دهند، نادیده می‌گیرید.

بسیاری از معامله‌گرانی که روی آگاهی و مدیتیشن و ذهن‌آگاهی کار کرده‌اند، باز هم گزارش می‌دهند که در حین اجرای معاملات خود افکاری مانند «فکر کنم الان باید خارج بشم از معامله» یا «احساس خوبی ندارم، قیمت یه جوری داره حرکت می‌کنه» به ذهنشان می‌رسد، اما از معامله خارج نمی‌شوند. و در نهایت با ضرر از معامله خارج می‌شوند!

یا تا به حال شده یک موقعیت معاملاتی بسیار خوب ببینید، ولی احساس خوبی نسبت به آن نداشته باشید و فکر کنید اگر الان وارد معامله شوید ضرر می‌کنید، به همین خاطر از آن موقعیت صرفنظر می‌کنید، ولی بعد معلوم می‌شود که واقعا موقعیت مناسبی بوده و می‌توانستید سود خوبی از آن بدست آورید؟ قطعا این تجربه را داشته‌اید …

 

حالا دوباره یک موقعیت معاملاتی دیگر ظاهر می‌شود و چون موقعیت قبلی را از دست داده‌اید، این بار دیگر بدون درنگ وارد معامله می‌شوید، ولی در این معامله ضرر می‌کنید. حالا دیگر این چرخه مخرب و منفی شروع شده، دیگر از استراتژی معاملاتی خودتان پیروی نمی‌کنید، و سعی دارید به هر ضرب و زوری که شده ضررهای وارده را جبران کنید، ولی شرایط باز هم بدتر می‌شود، و باز هم به خودتان و مهارت‌های خودتان شک می‌کنید و فکر می‌کنید که هیچ‌وقت موفق نمی‌شوید.

تمام این اتفاقات زمانی رخ می‌دهند که در یکی از دو وضعیت انتهایی طیف پاندول احساسی خودتان عمل کنید. اگر به وضعیت مرکزی و خنثی برگردید و با ذهنی آرام کار کنید، احتمالا می‌توانید ببینید که شرایط بازار تغییر کرده، یا باید دوباره روی اجرای دقیق و صحیح سیستم معاملاتی خودتان تمرکز کنید، و اینکه ضرر و زیان‌ها بخشی از هزینه‌های این شغل هستند و حتی بهترین معامله‌گرها هم روزهای بد دارند و این یک مسئله عادی در حرفه معامله‌گری است.

در وضعیت مرکزی و خنثی می‌توانید ببینید که در گذشته معاملات بسیار خوبی انجام داده‌اید و دوره‌های خوب و موفق هم مثل دوره‌های بد می‌آیند و می‌روند.

وقتی در وضعیت مرکزی هستید، دیگر درون شما بحث و جدلی وجود ندارد، با آرامش کامل نمودار قیمت را تماشا می‌کنید و دیگر از به هم ریختن، اخم کردن، ناخن خوردن و دندان فشردن خبری نیست، بلکه به آرامی و سهولت هدف خودتان را دنبال می‌کنید.

توصیه می‌کنم با آرامش و ذهن‌آگاهی (mindfulness) فعالیت‌های معاملاتی خودتان را انجام دهید، چون وقتی با آگاهی از ذهن و افکار خودتان کار می‌کنید، خیلی راحت‌تر و سریع‌تر به نقطه مرکزی و خنثی برمی‌گردید و نتایج شما هم بهتر می‌شود.

گردآوری و ترجمه : آکادمی ویو

 

4.2/5 - (89 امتیاز)
نظرات 23
  1. سلام استاد بزرگوار
    مقاله بسیار عالی و کاربردی ، ممنون از شما و آکادمی ویو

  2. سلام استاد عزیز و برادر بزرگترم
    بازم هم مقاله فوق العاده ارائه شد.
    بنده دقیقا توی این وضعیت گیر کردم
    تعداد معاملات سوده ام سه برابر معاملات زیان ده است ولی اکانتم رو از دست میدم.
    امیدوارم با رهنمودهای شما من هم بتونم به هدفهام برسم.

  3. سلام استاد عزیز و برادر بزرگترم
    بازم هم مقاله فوق العاده ارائه شد.
    بنده دقیقا توی این وضعیت گیر کردم
    تعداد معاملات سوده ام سه برابر معاملات زیان ده است ولی اکانتم رو از دست میدم.
    امیدوارم با رهنمودهای شما من هم بتونم به هدفهام برسم.

  4. سلام استاد جان
    واقعا حق بود این مقاله و بنده هم تو این شرایط الان گیر کردم حسابی ولی خب جا نزدم و دوباره برای اینکه اعتماد به چک لیستم پیدا کنم فوروارد تست میگیرم با اکسپرت و معاملات استاپ رو بررسی میکنم.
    اما تا چند روز اوکی میشم و باز دوباره بر میگردم تو همین چرخه
    کم کم دارم خسته میشم از دایره
    و چقدر خوب میشه تو این مرحله یه وبینار یا دوره روانشناسی بزارید و بنده و خیلیا رو از این مشکل تکرار شوند نجات بدید.
    حسابی خستم
    ولی ادامه میدم…

  5. من چند ماهی هست که وارد آکادمی شدم و در حال تمرین بر روی پرایس اکشن هستم. راستش گاها آنقدر ترس از مسیر دشواری که ترسیم میشه روی من اثر میذاره که به خودم میگم رها کن!!! ولی وقتی رادیوتیوب ها رو میبینم و یا تمریناتم رو با دوستان با تجربه تر تو انجمن به اشتراک میذارم یا مثلا وقتی همچین مقالاتی رو که بسیار آدم رو‌ متوجه ابعاد مهم موضوع میکنه و یا آوری میکنه که تمام جنبه ها باید رشد کنند، حسابی دل گرم میشم.
    راستش به نظرم میاد پول ‌و ثروت مالی به طور طبیعی تو این مسیر به دست میاد
    باید تمرکز روی ذهن و موضوعات روانی باشه
    ظاهرا موضوعات تکنیکی و مهارت های مربوط به چارت و ….. کمترین اهمیت رو داره!
    به قول مولانای جان:
    آب کم جو تشنگی آور به دست
    تا بجوشد آبت از بالا و پست
    و خدا رو بسیار سپاس که انسان‌هایی به مانند امین خان دهقان در مسیر زندگی ما قرار گرفتند.
    امیدوارم هر روز موفق تر و موثر تر از گذشته باشند و بر قرار

  6. قاسم حسینی 2024-05-08 در 07:30 پاسخ

    درود بر شما استاد بزرگوار و ممنون بابت مقالات روانشناسی خیلی کمک می‌کنه

    • فوق العاده بود
      بیشتر باید روی ذهن اگاهی کار کنیم و ب نظر مدیتیشن در این مورد میتونه موثر باشه

  7. فوق العاده بود
    بیشتر باید روی ذهن اگاهی کار کنیم و به نظر مدیتیشن در این مورد میتونه موثر باشه

  8. عالی بود من هم دقیقا مثل آقای میثم

  9. محمد زندی 2024-05-08 در 11:01 پاسخ

    سلام استاد عزیز و ادمین محترم

    متشکرم ، سلامت باشین

  10. استاد یه روزی گفتید پول دراوردن یک بخش کوچیک و مثبت از این بازار میتونه باشه الان من دریافتم چی گفتید .

  11. بی نظیر بود ، مثلِ خودِ استاد امینو . . .

  12. دوست عزیز مسیر دشواره ولی نتیجه بسیار شیرین و واقعا می ارزه این مسیر رو بری و جا نزنی

  13. بازم مثل همیشه مقاله ای عالی و مفید
    مچکریم استاد

  14. سلام استاد من این و واقعا تجربه اش کردم من الان مدتی است که دارم روش کار میکنم که این سر خوشی دوباره نیاد سراغم

  15. سلام جناب دهقان عزیز
    بخش مقالات آکادمی ویو یه سورس بسیار قوی برای جامعه معامله گران می‌تونه باشه ولی در مقاله اخیر وویس جنابعالی در سایت قرار نگرفته واین پراکندگی به نظرم بعداً موجب آشفتگی و بی نظمی میشه

  16. سلام وقت بخیر مقاله بسیار عالی و اموزنده ای بود اگاهی منو ازرفتارهام در زمانهای مختلف زیاد کرد سپاسگزارم

  17. محمد حقیقتیان 2024-05-11 در 17:19 پاسخ

    درود بر استاد امینوی بزرگ و دوست داشتنی. قبلا هم گفتم که بسیار برایم عجیب هست که بنظر میرسه شما یک ذربین روی رفتار و مسیر حرکتی من قرار دادید و در زمان نیاز مقاله، ویس، ترید و تمرین مرتبط با نیاز من در مسیر آگاهی و ترید را قرار می‌دهید. حالا که کامنت سایر دوستان و دانشجویان را می‌بینم متوجه میشم که تنها من این چنین نیستم. خدا را شاکر هستم به خاطر وجود اینچنین استاد آگاه و امیدوارم که لیاقت شاگردی شما را داشته باشم و با موفقیت خودم بتوانم ذره ای از محبت های شما استاد بزرگ را جبران کنم.

  18. کم‌کم توجهی به مدیریت سرمایه هم نشان نمی‌دهی، چون حالا دیگر به جای اینکه روی اجرای دقیق معاملات و آنچه بازار و نمودار قیمت به شما نشان می‌دهد تمرکز کنید، فقط سعی دارید هر طور که شده آن اعداد و ارقام زیبای حساب معاملاتی را حفظ کنید.

  19. نظری زاده 2024-05-13 در 00:18 پاسخ

    استاد عزیز این مقاله یکی از بهترین مقاله های عالی آکادمی هست ، و برای من چه به موقع ، سپاسگزارم

  20. عالی وعالیتر میشود اگر بتوانیم حرف ها وراهکارهای شما رو عملکردیش بکنیم…

  21. سلام
    ممنون بابت مقاله ، زحمت زیادی برای جمع آوری و تدوین گذاشتید. مطلب جالب این مقاله این هست که شما تصویر درستی از اتفاقات و سیر روانی تریدر ها مکتوب کرده اید . اما روشی برای برون رفت از این افت و خیز های احساسی در انتهای مقاله گنجانده نشده است .و تنها به یک پاراگرف بسنده شده است.
    مانا و پیروز باشید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    سبد خرید