حالت شب

معاملات رندوم با نسبت سود به ضرر ثابت

توسط مدیریت سرمایهدر 2021-06-08
حالت شب

معاملات رندوم با نسبت سود به ضرر ثابت

مقدمه

در طول دو هفته اخیر یک روش معاملاتی را امتحان می‌کردم تا به کسانی که در مورد اهمیت رعایت نسبت سود به ضرر در ترکیب با استراتژی مبتنی بر پرایس اکشن تردید دارند، نکته‌ای را ثابت کنم. در این مقاله به شما ثابت می‌شود که اگر یک نسبت سود به ضرر صحیح را در معاملات خود رعایت کنید و همچنین علاقه به یادگیری یک استراتژی معاملاتی قوی مبتنی بر پرایس اکشن داشته باشید، می‌توانید در بازار فارکس به سود مستمر برسید. این مقاله نگاه شما را تغییر می‌دهد، بنابراین توصیه می‌کنم تا انتها به مطالعه آن ادامه دهید و مفاهیم گفته شده را یاد بگیرید.

آزمایش

برای اینکه اهمیت بالای رعایت نسبت سود به ضرر معاملات را نشان دهم و آن را ثابت کنم، طی ۲ هفته اخیر تصمیم گرفتم در یک حساب دِمو، بصورت تصادفی و رندوم به ۲۰ معامله در جفت‌ارزهای EURUSD، GBPUSD و AUDUSD ورود کنم. برای این معاملات از هیچ نوع روش یا استراتژی معاملاتی یا روش پرایس اکشنی استفاده نشده است. من فقط در مدت ۱۰ روز ۱۹ معامله در جفت‌ارزهای مذکور انجام دادم و در هر معامله با نسبت سود به ضرر ۲ به ۱، حد ضرر را به اندازه ۵۰ پیپ و حد سود را به اندازه ۱۰۰ پیپ تعیین کردم. در طول معاملات هیچ کاری نمی‌کردم و بعد از ورود به معامله و تعیین حدود سود و ضرر، آن را رها می‌کردم تا بالاخره با فعال شدن حد سود یا حد ضرر معامله به پایان برسد، تا به این ترتیب اهمیت رعایت نسبت سود به ضرر را ثابت کنم.

اگرچه این آزمایش را برای اثبات اهمیت رعایت نسبت سود به ضرر در معاملات انجام دادم، اما به خوبی قدرت استراتژی‌های معاملاتی مبتنی بر پرایس اکشن در ترکیب با نسبت سود به ضرر را نیز نشان می‌دهد. نتایج این معاملات نشان می‌دهد که با داشتن نسبت سود به ضرر ۲ به ۱ در هر معامله و ۱۲ معامله منفی از کل ۱۹ معامله، در پایان سود کوچکی نیز داشته‌ام. یعنی همانطور که در تصویر زیر مشاهده می‌کنید، درصد موفقیت معاملات من ۳۶٫۸۴ درصد بوده است و ۶۳٫۱۶ درصد معاملات منفی بوده‌اند. با اینحال و با اینکه ورود به معاملات بصورت کاملا رندوم و تصادفی بوده است، اما در آخر حدود ۱۰۰ دلار هم سود کرده‌ام.

از این آزمایش چه درسی می‌گیریم؟

تاریخچه معاملات به خوبی اهمیت رعایت نسبت سود به ضرر در معاملات را نشان می‌دهد. اما باید از خودمان سؤال کنیم که اگر از یک روش معاملاتی مانند روش‌های مبتنی بر پرایس اکشن با احتمال موفقیت بیشتر استفاده می‌کردیم، نتایج چقدر بهبود پیدا می‌کرد. اگر استراتژی‌های پرایس اکشن را با آموزش و تجربه ترکیب کنید، قطعا می‌توانید معاملاتی با احتمال موفقیت بالای ۵۰ درصد انجام دهید. بنابراین اگر فرض کنیم که با استفاده از یک استراتژی ساده پرایس اکشنی به درصد موفقیت ۵۰ درصدی برسیم و همچنین در هر معامله نسبت سود به ضرر ۲ به ۱ را رعایت کنیم، بعد از ۲۰ معامله با احتساب ۵۰ دلار ریسک در هر معامله، در نهایت ۵۰۰ دلار سود می‌کنیم (۱۰۰۰ دلار سود از معاملات مثبت و ۵۰۰ دلار ضرر ناشی از معاملات منفی).

بنابراین حالا دیگر می‌دانیم که بدون شک و تردید استراتژی نسبت سود به ضرر به خوبی کار می‌کند. یعنی حتی اگر بصورت رندوم به معاملات ورود کنید و حد سود هر معامله را به اندازه ۲ برابر حد ضرر تعیین کنید، در نهایت یا سود کمی بدست می‌آورید و یا نه سود می‌کنید و نه ضرر. حالا اگر همین کار ساده را با یک روش با احتمال بالای موفقیت مانند پرایس اکشن ترکیب کنیم، به یک استراتژی حرفه‌ای معاملاتی و مدیریت سرمایه می‌رسیم. و اگر آموزش صحیح و تجربه هم به این استراتژی اضافه کنیم، قطعا پس از ۲۰ معامله یا بیشتر به سود و کسب درآمد از بازار می‌رسیم.

معامله‌گران حرفه‌ای می‌دانند برای کسب درآمد باید معاملات مثبت آن‌ها بیشتر از معاملات منفی آن‌ها باشد، اگر هیچ شانسی در بازار نداشته باشید و حتی ۵۰ درصد معاملات شما هم مثبت نباشند، اما نسبت سود به ضرر حداقل ۲ به ۱ را رعایت کنید، احتمالا بعد از چند سری معامله به نقطه سربه‌سر می‌رسید. اکثر معامله‌گران نسبت سود به ضرر معاملات را به درستی رعایت نمی‌کنند. آن‌ها معمولا سود معاملات را به اندازه کمتر از ۲ برابر ریسک آن‌ها در نظر می‌گیرند و بنابراین برای اینکه در نهایت به سود برسند، بایستی معاملات آن‌ها درصد موفقیت (win rate) بالایی داشته باشد. با در نظر گرفتن سود معاملات به اندازه کمتر از ۲ برابر ریسک آن‌ها، در واقع به ضرر خود عمل می‌کنید، چرا که در این صورت برای اینکه بتوانید در بازار سود کنید، باید بیش از ۵۰ درصد معاملات شما مثبت باشند.

یک ستاپ پرایس اکشنی خوب به شما امکان می‌دهد پس از ورود به معامله و تعیین حدود سود و ضرر، آن را به حال خود رها کنید و در عین حال شانس موفقیت معاملات شما بیشتر از ۵۰ درصد باشد. به عبارتی دیگر، با کمک پرایس اکشن و رعایت نسبت سود به ضرر معاملات، می‌توانید تقریبا بدون استرس و نگرانی در بازار معامله کنید. شما باید صبر کنید تا یک موقعیت پرایس اکشنی واضح در محل تلاقی سطوح حمایتی و مقاومتی یا در یک روند شکل بگیرد، سپس نسبت سود به ضرر ۲ به ۱ را تعیین کنید و بعد از آن معامله را رها کنید و به باقی امورات خود برسید تا اینکه معامله بسته شود. اگر واقعا این کار را بطور منظم و با دیسیپلین انجام دهید، یعنی در موقعیت‌های پرایس اکشنی واضح به معامله ورود کنید و به نسبت سود به ضرر ۲ به ۱ پایبند باشید، قطعا پس از یک سری از معاملات به سود می‌رسید.

نکته مهم این است که پس از چند معامله منفی دلسرد و ناامید نشوید یا اینکه پس از چند معامله مثبت مغرور و هیجان‌زده نشوید. به این فکر کنید که اگر در ۸ معامله ابتدایی از ۲۰ معامله خود ضرر کنید، چه اتفاقی می‌افتد؟ یکبار دیگر نتایج معاملات من را مشاهده کنید. آیا متوجه شدید که من در ۹ معامله ابتدایی شکست خوردم و پس از آن معاملات مثبت من شروع شده است؟ حرفه معامله‌گری همین است، گاهی اوقات پشت سر هم ضرر می‌کنید و بعضی اوقات هم پشت سر هم سود می‌کنید. اما نباید اجازه دهید این سودها یا ضررهای متوالی برنامه معاملاتی شما را تحت تأثیر قرار دهند. همواره به خودتان یادآوری کنید که با شانس موفقیت بالای معاملات و همچنین رعایت نسبت سود به ضرر، در نهایت نتیجه مثبت خواهد شد.

دریافت آموزش صحیح

جدای از اینکه باید احساسات خود را کنترل کنید و همیشه نظم و دیسیپلین کاری خود را حفظ کنید و همچنین نسبت سود به ضرر را در هر معامله رعایت کنید، بزرگترین مسئله‌ای که می‌تواند در موفقیت حرفه‌ای شما مؤثر باشد این است که آیا اساسا می‌دانید در چه زمانی و چه موقعیت‌هایی باید معامله کنید. در اینجاست که موضوع آموزش صحیح معامله‌گری فارکس و استراتژی‌های بسیار محتمل معاملاتی مانند پرایس اکشن مطرح می‌شود. زمانی که ستاپ‌های پرایس اکشن را با مدیریت سرمایه همراه کنید،مانند یک معامله‌گر حرفه‌ای عمل کرده‌اید. معامله‌گران حرفه‌ای در مقایسه با معامله‌گران تازه‌کار دیدگاه کاملاً متفاوتی نسبت به بازار دارند و هرگز کار خود را خیلی پیچیده نمی‌کنند.

آن‌ها اول بازار را بررسی می‌کنند تا ببینند آیا شرایط معامله کردن برقرار است یا خیر. اگر شرایط برای معامله‌ کردن مساعد نباشد، برای مدتی کامپیوتر خود را رها می‌کنند یا به نمودارها توجهی نمی‌کنند. اما اگر شرایط مناسبی برای معامله کردن وجود داشته باشد، بررسی می‌کنند که آیا تعیین نسبت سود به ضرر ۲ به ۱ در آن موقعیت منطقی است یا خیر. در صورتی که تعیین نسبت سود به ضرر ۲ به ۱ ممکن باشد، به معامله ورود می‌کنند و پس از تنظیم حدود سود و ضرر، آن را به حال خود رها می‌کنند.

دلیل اینکه معامله‌گران حرفه‌ای اینگونه فکر و معامله می‌کنند این است که خود را درگیر و وابسته هیچ معامله‌ای نمی‌کنند. آن‌ها به خوبی می‌دانند که هر معامله تنها یک معامله از مجموعه‌ بزرگی از معاملات است که باید انجام دهند تا در نهایت نتیجه روش کاری آن‌ها که احتمال موفقیت بالایی دارد مشخص شود. در مقابل، معامله‌گران مبتدی در تک‌تک معاملات گرفتار می‌شوند و در برابر احساسات ناشی از هر معامله مثبت یا منفی از خود واکنش نشان می‌دهند. چرا که به دلیل عدم داشتن تجربه کافی و دیدگاه صحیح، در عوض اینکه تصویر بزرگتر و برآیند نتایج معاملات را ببینند، نگاه خود را به جزئیات و نتیجه هر یک معامله معطوف می‌کنند. داشتن یک استراتژی موفق همراه با مطالب بالا می تواند سوددهی مستمر از مارکت را ساده کند.طراحی یک استراتژی موفق مراحلی دارد برای اطلاع از این مراحل مقاله “چگونه یک استراتژی معاملاتی موفق طراحی کنیم؟”را مطالعه نمایید.

 

گردآوری و ترجمه: آکادمی ویو

منبع: learntotrade

اینستاگرام آکادمی ویو

یوتیوب آکادمی ویو

 

4.8/5 - (90 امتیاز)
29 دیدگاه
  1. قطعا این مقالات که بصورت رایگان در دست رس عموم هست خودشون یک کلاس اموزشی مهم راجب مارکت هست که استاد تجربه کرده و بسیار ارزش مندن من از کل بخش اکادمی علاقه خاصی ب مقالات امینو عزیز دارم ممنون بابت زحمت هاتون

  2. خیلی خیلی عالی مختصر و مفید تاثیر ریسک به ریوارد رو توضیح دادین واقعا عالی بود مرسی از استاد عزیز و همه کسایی که تو رشد و پیشترفت آکادمی تلاش میکنن

  3. اهمیت ریسک ب ریوارد ک بله کاملا درسته مهمه
    اما من یه خورده گیج شدم ۲۰تا پوزیشن باز کردین ک گویا فقط۸تاش تی پی خورده اونم ۸تا صد دلاری میشه ۸۰۰سود ۱۲تاش حد ضرر خورده ۱۲تا پنجاه دلاری میشه ۶۰۰دلار در نهایت ۸۰۰دلار سود بخاطر ضرر ها ۶۰۰تاش کم میشه میشه۲۰۰دلار
    اما اونجا انتهایه هیستوری زده بود۱۰۰
    و اینکه تعداد پوزیشن ها ۱۹تا بود داخل تصویر هرچی شمردم

  4. بسیار عالی بود

  5. عالی 👌

  6. مثل همیشه عالی سلطان❤💯💯

  7. عالی بود
    و جالب اینجاست اگه استراتژی
    ریسک به ریوارد ۱ به ۲۰ باشه
    اوه اوه چه شود
    مرسی امین

  8. سلام استاد
    سلام به بچه های عزیز آکادمی ویو
    مقاله بسیار عالی بود
    نسبت سود به ضرر ۲ به ۱
    اگه در ابتدای روند باشد
    به شرط اینکه قیمت تثبیت شود
    و به یک سطح مهم پولبک بزند
    بسیار عالی هست
    دوستانی که مایل هستند برن ۱۰۰ مورد بررسی کنند
    به نتایج جالبی می رسند
    تشکر از استاد و کلیه دوستان عزیز

  9. ممنونم ازتون
    بسیار عالی بود
    چیز مهمی که بهش اشاره شده بود همگامی وین ریت و میزان ریسک به ریوارد بود. مفهوم میزان معاملات ضررده پشت سرهم یک استراتژی رو با بک تست گرفتن میشه راحت به دست آورد و ازش در کنار باقی موارد به محاسبه ریسک هر سشن و هر معامله رسید.
    در همین بحث مدیریت سرمایه هم روانشناسی بسیار تاثیر داره و نشون میده ما چقدر میتونیم با ایجاد دیسیپلین یک تغییر بزرگ بوجود بیاریم.
    جالبیش اینه تو دوره استاد خیلی خوب موارد لازم و برامون تو تمرینها گزاشتن 🙂
    ممنونم ازتون

  10. ممنون از شما بابت این مقاله خیلی مفید و جذاب

  11. ممنون استاد از آموزش کامل و مهمتون
    اگر ریسک به ریوارد ۲ به ۱ داشته باشیم در هر صورت برنده ی این بازی هستیم 🙂

  12. مرسی از استاد عزیز برای این مقاله اموزشی
    فقط یه سوال اگر ریسک به ریوارد ۱به۱ باشه ولی وین ریت بالای ۵۰% باشه بازم نتایج بالا بدست میاد؟؟
    یا اصلا بین وین ریت و ریسک به ریوارد کدم مهم تره؟

    • سلام

      بین نسبت ریوارد به ریسک و وین ریت، رابطه ریاضی برقراره و نمیشه گفت کدوم به تنهایی مهمتره بلکه هر دو در کنار هم معنا پیدا می کنند و یکی بدون دیگری کارایی نداره. برای هر نسبت ریوارد به ریسکی، یک وین ریت نقطه سر به سر، قابل محاسبه است که اگر وین ریت شما، از اون وین ریت سر به سر، بالاتر باشه، شما با اون نسبت ریوارد به ریسک، سودده خواهید بود و اگر وین ریت شما کمتر از اون باشه، شما ضررده خواهید بود.

      شما می تونید با داشتن یک نسبت ریوارد به ریسک مشخص، از فرمول زیر برای محاسبه وین ریت سر به سر استفاده کنید:
      وین ریت سر به سر = (۱) تقسیم بر (۱+نسبت ریوارد به ریسک)

      مثال: فرض کنید که شما نسبت ریوارد به ریسک ۲ به ۱ یا همون ۲ مدنظرتون هست. وین ریت نقطه سر به سر شما میشه (۱) تقسیم بر (۱+۲) که مساویست با یک سوم یا حدودا ۳۳٫۳۳ درصد.

      اگر وین ریت شما بیشتر از این مقدار باشه، شما سودده خواهید بود. اگر حساب تون کمیسیون هم داره، اون رو هم باید در نظر بگیرید یعنی وین ریت سر به سر شما با احتساب کمیسیون، کمی بیشتر از این مقدار هم خواهد بود.

      حالت برعکس این هم قابل محاسبه است یعنی شما وین ریتی مدنظرتون هست و میخواید ببینید که چه نسبت ریوارد به ریسکی باید با اون وین ریت باشه تا شما سودده بشید.

      فرمول بدست آوردن ریوارد به ریسک مورد نیاز سر به سر با داشتن یک وین ریت مشخص این هست:
      ریوارد به ریسک سر به سر = (۱ تقسیم بر وین ریت) منهای (۱)

      مثال: فرض کنید وین ریت مدنظر شما ۶۶٫۶۶ درصد هست و میخواین نسبت ریوارد به ریسک مورد نیاز رو پیدا کنید.
      نسبت ریوارد به ریسک سر به سر شما میشه (۱ تقسیم بر ۰٫۶۶۶۶) منهای (۱) که مساویست با ۰٫۵ یا همون ۰٫۵ به ۱

      البته همونطور که گفتم، نمیشه این دوتا رو از هم جدا کرد. یعنی نمیشه بگید که وین ریت من مثلا ۵۰ درصده پس حالا بیام ریوارد به ریسک مناسبی انتخاب کنم تا سود کنم. خیر. این غلطه. چون با تغییر نسبت ریوارد به ریسک، وین ریت شما هم تغییر میکنه. بلکه باید یک استراتژی معاملاتی رو، در دراز مدت و در یک جامعه آماری بزرگ با یک نسبت ریوارد به ریسک مشخصی تست کنید و وین ریتی که بدست میاد، میشه وین ریتی که با اون نسبت ریوارد به ریسک و با اون استراتژی معاملاتی بدست اومده. حالا اگر اون وین ریت بدست آمده، از وین ریت سر به سری که طبق فرمول بدست اومده بود، بزرگتر بود، قطعا شما سود کردید. البته همونطوری که گفتم باید کمیسیون رو هم مدنظر قرار بدید. از طرفی در طول تمام معاملات شما، نباید نسبت ریوارد به ریسک تون تغییر کرده باشه و ریسک تون باید ثابت باشه؛ چرا که هر تغییری در فاکتورهای معاملاتی شما، میتونه این وین ریت و نتیجه نهایی رو تغییر بده. پس فکر نکنید که به سادگی و با تنظیم دو تا عدد و با استفاده از این فرمولها می تونید به سوددهی مستمر برسید.

      در ضمن، در بازاری که پویا هست، استفاده از یک نسبت ریوارد به ریسک ثابت برای تمام معاملات، قطعا بهترین گزینه موجود نیست چرا که هر موقعیتی با توجه به پتانسیلی که داره میتونه حرکت کنه و اگر نسبت ریوارد به ریسک شما، عدد بزرگی باشه، احتمالا اغلب اوقات استاپ شما فعال بشه اما از طرفی، با توجه به فرمولهایی که ارائه شد، هر چی نسبت ریوارد به ریسک بزرگتر باشه، وین ریت کمتری برای سودده بودن مورد نیازه و بالعکس. پس برای شخصی که هنوز دید کاملی از پتانسیلهای بازار نداره، شاید استفاده از ریوارد به ریسک مشخص با یک وین ریتی که از وین ریت سر به سر بیشتر باشه (که با بک تست و بررسی ثابت شده باشه)، بتونه یک گزینه خوب باشه.

      موفق باشید

      • خیلی خوب و واضح توضیح دادید برای من خیلی کمک کننده بود. ممنون

      • سلام
        سپاس از توضیحات شما
        کمیسیون راچطور لحاظ کنیم؟
        ممنون

  13. مرسی از استاد عزیز برای این مقاله اموزشی
    فقط یه سوال اگر ریسک به ریوارد ۱به۱ باشه ولی وین ریت بالای ۵۰% باشه بازم نتایج بالا بدست میاد؟؟
    یا اصلا بین وین ریت و ریسک به ریوارد کدام مهم تره؟

  14. مرسی از استاد عزیز برای این مقاله اموزشی
    فقط یه سوال اگر ریسک به ریوارد ۱به۱ باشه ولی وین ریت بالای ۵۰% باشه بازم نتایج بالا بدست میاد؟؟
    یا اصلا بین وین ریت و ریسک به ریوارد کدام مهم تره؟؟

  15. من اواسط اموزشها هستم. ولی هنوز مدیریت سرمیه رو درست نمیدونم چطور رعایت کنم.
    ۲۰ روز پشت سر هم طبق اصول پرایس اکشن ترید زدم و ۲ درصد روزانمو گرفتم. روز ۲۱ و ۲۲ ضررهای سنگینی کردم و تقریبا ۸۰ درصد بالانس رفت. جدا از مسایل روانشناسی که شناساییشون کردم، در این ۲۰ روز که وقفه ایجاد کردم متوجه شدم که مدیریت سرمایه و مدیریت ریسکم مناسب نیست. قیمت کمی حرکت کنه درصد روزانه ام رو میگیرم ولی از اونطرف هم کمی خلاف جهت بره ممکنه دو برابر سود روزانه ام برم تو ضرر. مثلا ۱۰۰ تا بگیرم میبندم و ادامه نمیدم حتی اگه قیمت خیلی بیشتر هم بره. اما وقتایی که پوزیشن میره تو ضرر ممکنه مجبور بشم با ۲۰۰ یا حتی بیشتر ضرر ببندم. خودم فکر میکنم نباید اینطور باشه‌. ولی نمیدونم هم چطور حل کنم مسیله رو. تغییر حجم و لورج به ذهنم رسیده. یا معاملات سودده رو با سود بیشتر ببندم و بذارم بیشتر سود بده تا ضرر معاملات زیانده رو پوشش بده. اما از طرفی بستن معامله بعد از گرفتن سود روزانه بنظرم مفید و درست هست

  16. تشکر ازشما بابت این مقاله بسیار مفید

  17. مرتضی رضایی 2021-06-11 در 23:11 پاسخ

    سلام استاد وقتتون بخیر مقاله بسیار خوبی بود و منو برد تو فکر که ی مدیریت سرمایه خوب برای خودم ببندم سپاس از شما

  18. خیلی عالی و قشنگ توضیح دادید این مطلب رو آدم میخونه انگار خودش یه مقاله برای کنترل استرس رو مطالعه کرده دمتون گرم محمد علی / بوشهر

  19. محسن داودی 2021-09-05 در 09:10 پاسخ

    سلام مقاله مفید و جالبی بود
    فقط جسارتا دو تا مشکل داره چون ما بصورت رندوم وارد معامله میشیم دلیلی بر تساوی پیش آمادن هر کدام از احتمالات تی پی و استاپ نیست
    در حقیقت وقتی ما به نسبت ریسک به ریوارد دو به یک و رندوم وارد معامله بشیم در هر معامله ۶۶٫۶ احتمال فال و ۳۳٫۳ احتمال برد داریم
    یعنی رندوم بودا حتما نتیجه ۵۰ ۵۰ نداره
    مورد دوم این که تعداد ۲۰ برای یک جامعه آماری بسیار بسیار پایینه و باید دفعات بیشتری ارزیابی بشه
    و مسلما هر چه تعداد دفعات بیشتری بک تست گرفته شود متوجه میشیم اعداد ما به سمت ۶۶ درصد و ۳۳ درصد بیشتر نزدیک میشن
    و برآیند چنین معاملات رندومی به سمت صفر میل میکنه و فقط کمیسون ها برای بالانس میماند
    اگه قرار بود این فرضیه درست باشه با تبدیل ریسک به ریوارد یک به دو به یک به سه و یا حتی یک به ده بدون تسلط به بازار به. سود بالایی می‌رسیدیم
    البته نکته ای که من عرض کردم خدمتتون اهمیت ریسک به ریوارد مناسب رو نقض نمیکنه
    سپاس از زحمات شما

    • سلام. دوست عزیز. فکر کنم ک جای کار رو اشتباه درک کردین. اون بالا ریسک به ریوارد یک به دو بود در نتیجه یعنی تی پی دو برابر نسبت به ضرر یک برابر. درواقع ۶۶ درصد تی پی و ۳۳ درصد اس ال نتجه ی این کار می باشد

      • محسن داودی 2021-11-26 در 01:14 پاسخ

        سلام مجدد
        آقا مصطفی عزیز
        من مقدار تی پی نسبت به استاپ رو عرض نکردم
        من احتمال رخ دادن رویداد تی پی نسبت به رویداد استاپ رو عرض کردم
        آزمایش ساده ولی وقت یری هست میتونید تست کنید
        برای صد مورد رندوم وارد بشین با ریسک به ریوارد ۱ به دو و صد مورد رندوم با ریسک به ریوارد ۱ به ۳
        بعد خودتون متوجه عرض بنده میشین

  20. سلام جناب امین
    کاش یه دوره مدیریت سرمایه برگزار کنید
    مقاله جالب ” مفید و آموزنده ای بود . سپاسگذارم

  21. مقاله بسیار مفیدی بود

  22. سلام عالی بود
    در ترید تحلیلی خیلی کاربردی داشت برام
    کامنت های دوستان هم عالی بودن

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

    سبد خرید